متن هایی در مورد روانشناسی معاملات (روانشناسی ترید) :

 


⭐️ ملاحظات روانشناسی در بازار سرمایه:

قسمت سوم:

پیش بینی تغیرات قیمت نقطه شروع و برقراری یک باور و یا اعتقاد می باشد. وقتی شخصی اتفاقی را پیش بینی می نماید دچار گمراهی می گردد.
آنچه ما را تشویق به خرید سهامی می نماید این است که فکر می کنیم قیمت به نفع ما تغییر پیدا می کند و چون اینطور تصور می نماییم خودآگاه و یا ناخودآگاه دنبال عوامل و دلایلی می گردیم که این باور را تایید نموده و در نتیجه بتوانیم درباره اعتقاد خود پابرجا بمانیم.

به همین ترتیب انگیزه اغلب کسانی که به عنوان راهنمایان و خبرگان وضع بازار سهام را تجزیه و تحلیل می نمایند این است که اعتقادات و نظریات و پیش بینی های خود را تایید و تثبیت و تقویت نمایند و بطور کلی یکی از خصوصیات هر انسانی این است که فقط در جستجوی مطالبی باشد که بتواند باورهای او را تایید نماید و در عین حال اگر شواهدی برخلاف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمایان گردد، این شواهد طبیعتاً به نظر نیامده و رد می گردند، بدین معنی که در ساختمان اعتقاد نفی نیز نهفته است و این نفی باعث از بین بردن و یا پوشاندن هر نوع احساس و یا تفکری است که مخالف با آن اعتقاد باشد.

در صورتی که افراد از هر نوع پیش بینی صرفنظر نموده و توجه خود را معطوف به عملیاتی که می باید هنگام تغیرات قیمت در زمان حال انجام دهند، بنمایند، شانس موفقیت آنان به مراتب افزایش خواهد یافت.

👣


⭐️ ملاحظات روانشناسی در بازار سرمایه:

قسمت دوم:

در اغلب بازارهای سهام تعداد بازنده گا ن به مراتب بیشتر از تعداد کسانی می باشد که بطور مرتب از بازار بهره برداری می نمایند. تفاوت این دو گروه در این می باشد که گروه موفق برخوردار از نوعی انضباط فکری هستند، بدین معنی که به خوبی قادرند اعمال و رفتار خود را کنترل نموده و پیوسته خود را با جریان بازار وفق دهند. این ملاحظات روانشناسی هیچ رابطه ای با نتایج تحلیل تکنیکی و یا بنیادی نداشته و در حقیقت می توان ادعا نمود که موفقیت در معاملات سهام هشتاد درصد بر پایه اصول روانشناسی و فقط بیست درصد بر اساس پیروی از نتایج تحلیل های تکنیکی یا بنیادی استوار است و این در حالی است که نتایج تحلیل های تکنیکی یا بنیادی همیشه درست از آب در نمی آید، زیرا کلیه این تحلیل ها بر پایه آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به این امید که رفتار سرمایه گذاران در گذشته به همان منوال در آینده نیز تکرار می گردد، بوده و در زمان حال قبل از آنکه آینده ای پیش آید احتمالاً تغیر می یابد و مضافاً اینکه هر آن ممکن است اتفاقات جدیدی رخ داده و تکرار تاریخ را غیر ممکن سازد. در هر صورت آینده به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و آنچه بطور حتم در اختیار شخص باقی می ماند، کنترل رفتار و اعصاب و روان خود می باشد.
مسئله مشترکی که بین کلیه شرکت کننده گان در بازار سهام وجود دارد، این حقیقت است که سال های اولیه معاملات آنها پیوسته با ترس، دلهره، نگرانی و شکست همراه بوده است و در بین این اکثریت ناکام فقط تعداد انگشت شماری پس از سال ها تحمل شکست بالاخره موفق شده اند که در اثر آگاهی به اشتباهات خود، بر نقاط ضعف روانی خود فائق آمده و به طریقی مستمر و مکرر از بازار بهره مند گردند. بنابراین شایسته است توجه فوق العاده بیشتری به مسائل روانشناسی در مقایسه با سایر مسائل آموزشی نمود.
👣


⭐️ ملاحظات روانشناسی در بازار سرمایه:

قسمت اول:

به منظور موفقیت می باید شرکت در بازار سهام را بعنوان یک رشته کار جدی و مداوم که لااقل در بیست سال آینده شخص به آن مبادرت می ورزد تصور و قبول نمود و با این تصور مطالعات عمیقی را درباره کسب اطلاعات و مهارتهای لازم به منظور درست انجام دادن معاملات شروع و ادامه داد. در واقع به دلیل برخی ازملاحظات روانشناسی هدف اصلی سرمایه گذار به جای بهره برداری مالی باید این باشد که در این رشته استاد گردد و به بهترین وجه ممکن و پیروی از اصول و قواعد صحیح سرمایه گذاری معاملات را انجام دهد و البته هنگامی که شخص از لحاظ اطلاعات و مهارتهای لازم به درجه استادی نائل گردد جمع آوری مال به تبع حاصل می آید.

مهمترین هدف در معاملات سهام حفظ بقاء می باشد، بدین معنی که می باید از خطراتی که احتمالاً امکان دارد سرمایه را تقلیل داده و یا به نابودی بکشاند اجتناب نمود. هدف بعدی ایجاد یک درآمد معقول و معین که بطور مستمر و مکرر بتواند منجر به ازدیاد سرمایه گردد بوده و آخرین هدف بدست آوردن سودهای بالاتر جهت استفاده و برآوردن آرزوهای مالی می باشد، ولی کسب معلومات و حفظ بقاء می باید در رأس اهداف سرمایه گذار قرار گیرد. متأسفانه اغلب تازه واردین، بهره برداری از بازار را به منظور برآوردن رؤیاهای مالی خود اشتباهاً تنها هدف فعالیت های خود قرار می دهند.
👣


⭐️ ملاحضات روانشناسی در بازار سرمایه:

به طور کلی نفع و یا ضرر را نمی باید مدام در نظر داشت بلکه می باید فقط به دستورات متد عمل نمود . ضرر و زیان در معاملات غیر قابل اجتناب است و فقط می توان از گسترش آن جلو گیری نمود و با پیروی از دستورات متد نهایتاً باموفقیت روبرو گشت.

 


 

در ابتدا به منظور یادآوری نارسائی ها و ضررهای پیش بینی تغیرات قیمت  به نقل مطالب ذیل میپردازیم:

پیش بینی تغیرات قیمت نقطه شروع و برقراری یک باور و یا اعتقاد می باشد. وقتی شخصی اتفاقی را پیش بینی می نماید دچار گمراهی می گردد.

آنچه ما را تشویق به خرید می نماید این است که فکر می کنیم که قیمت بنفع ما تغیر پیدا میکند و چون اینطور تصور می نمائیم خودآگاه و یا نا خودآگاه دنبال عوامل و دلایلی می گردیم که این باور را تائید نموده و در نتیجه بتوانیم در باره اعتقاد خود پابرجا بمانیم.

بهمین ترتیب انگیزه اغلب کسانیکه بعنوان راهنمایان و خبرگان وضع بازار را تجزیه و تحلیل می نمایند این است که اعتقادات و نظریات و پیش بینی های خود را تائید و تثبیت و تقویت نمایند و بطور کلی یکی از خصوصیات هر انسانی این است که فقط در جسجوی مطالبی باشد که بتواند باورهای او را تائید نماید و در عین حال اگر شواهدی بر خلا ف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمایان گردد، این شواهد طبیعتاً به نظر نیامده و رد می گردند، بدین معنی که در ساختمان اعتقاد، نفی نیز نهفته است و این نفی باعث از بین بردن و یا پوشاندن هر نوع احساس و یا تفکری است که مخالف با آن اعتقاد باشد.


 

نتایج تحلیل های تکنیکی یا بنیادی همیشه درست از آب در نمی آید، زیرا کلیه این تحلیل ها بر پایه آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به این امید که رفتار سرمایه گذاران در گذشته به همان منوال در آینده نیز تکرار می گردد بوده و در زمان حال قبل از آنکه آینده ای پیش آید احتمالاً تغیر می یابد و علاوه بر آن ممکن است اتفاقات جدیدی رخ داده و تکرار تاریخ را غیرممکن سازد. در هر صورت آینده به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و آنچه بطور حتم در اختیار شخص باقی می ماند، کنترل و بررسی و انجام اعمالی است که می باید در صورت پیدایش وضع جدید بازار در زمان حال انجام گیرد.